تبليغاتX
وبلاگ برای آزادی ابراهیم رشیدی(ساوالان)

حس مسئولیت در گرو استقلال و آزادی عمل است

مهندس ابراهیم رشیدی(ساوالان)

     بزرگترین کمبود ملل تحت ستم، جدا افتادن اوست از تاریخ و هر نوع شرکت آزادانه اجتماعی. ملتی که خق تعیین شرنوشت خود را نداشته باشد، از اتخاذ تصمیم در مورد سرنوشت جهان و سرنوشت خویش و عهده دار شدن مسئولیت های تاریخی کاملا محروم است. خواهش می کنم به معنای واقعی عبارت فوق دقت کنید: "حقّ تعیین سرنوشت". این که یک نفر حق داشته باشد تا سرنوشت خود را تعیین کند، امری است خطیر، زیرا چنین فردی باید برای تعیین سرنوشت خود فکر کند و خود را در برابر همه آنچه که انجام خواهد داد، مسئول بداند؛ این یعنی عهده دار شدن مسئولیت تاریخی.  درست بر همین اساس است که آذربایجانی در طول دو قرن، بیشترین مبارزات را علیه روس ها انجام داده است. چرا؟ زیرا ملت مسئول هر تصمیمی را عامدانه می گیرد و هرگز موضع انفعال در کارهای او دیده نخواهد شد. ولی امروزه هنرمند آذربایجان، نه احساس مسئولیت می کند، نه احساس گناه و نه احساس شک. او از بازی بیرون است، هرگز سازنده تاریخ نیست. او حتی به خودش نیز از دریچه چشم فرهنگ حاکم و فرهنگ سازان آن نگاه می کند؛ چشم مخصوص به خودش نیز کور شده است. به او و ملتش القاء کرده اند که لیاقت ندارند خودشان را اداره کنند و یا معماری مخصوص به خود داشته باشند و یا ادبیات معاصر خود را خلق کند.

     زمانی آذربایجان در مورد هر آنچه که اتفاق می افتاد، تحرکی مخصوص به خود نشان می داد و دست به کارهایی می زد که نه خواسته حاکمان بود و نه کوچکترین شباهتی به اعمال و رفتار سایر ممالک داشت. تقلیدی در کار نبود و از نسخه ای عمومی پیروی نمی کرد، بلکه به دلیل مسئولیتی که احساس می کرد، دست به تعیین سرنوشت خود می زد. سرنوشت خود زمانی که شاه عباس صفوی، پادشاهی که از متن همین ملت برخاسته بود، قزوین را به مقصد اصفهان ترک کرد، قیزیل باش ها دیگر با او همراه نشدند؛ که سقوط بدون مقاومت اصفهان در سال های بعد به دست عده ای افغان، نتیجه چنین امری بود. از سوی دیگر، هنرمند آذربایجان نیز که نمونه های آن در شهر آشیق ها و داستان های مربوط به شاه عباس و الله وئردی خانِ وزیر هنوز هم نقل محافل است، از این شاه خودی چهره ای منفور ساخت؛ به طوری که در داستان "آبباس و گوللز"، او به صورت دزد عشق هنرمند معرفی شده است. و زمانی که شاه قاجار قصد دفاع از آذربایجان را نداشت، جواد خان گنجه لی به تنهایی، به چنان مقاومتی دست زد که ارتش مقتدر تزاری را که ناپلئون و تمام اروپا را در مدت دو سال تار و مار کرده بود، سیزده سال در پشت دروازه های گنجه زمین گیر کرد؛ و مقاومت امام شامیل باعث شده است که لرمانتوف، پوشکین و تولستوی آثاری را در وصف او خلق کنند و کارل مارکس در مقالات متعدد، او (امام شامیل) را دموکرات بزرگ بنامد. آن روز نه ملت آذربایجان و نه هنرمند او گوش به زنگ کسی نبودند تا خواسته های دلخواه خود را مشروعیت بخشند؛ خود تاریخ ساز بودند.

     ولی در شرایط کنونی، که همه راه های ارجاع به گذشته تاریخی برای یک تورک مسدود است و تورک های آذربایجان از کمترین امکانات فرهنگی نیز در قیاس با عصر حاضر محروم هستند و فرهنگ و زبان او در مراکز رسمی ممنوع می باشد، و یا به عبارت بهتر، تا زمانی که بار سنگین استعمار را بر دوش می کشد، تنها راه برای او جذب شدن در فرهنگ حاکم است؛ یعنی سنگ شدن در فرهنگ مسلط. سنگی که برای ساخت بنایی به کار خواهد رفت که بر روی خرابه های فرهنگ خودش بنا خواهد شد. رفته رفته جامعه آذربایجان، گذشته خود را از دست می دهد، گذشته ای که هرگز به رسمیت شناخته نشده است؛ زیرا هم آنها می دانند و هم ما قبول می کنیم که آذری فاقد اصل و نسب است. اگر از یک تورک بپرسیم که "نام قهرمان ملّی او چیست؟"، "رهبران بزرگ ملّتش که-ها بودند؟" و "حکیمانش چه کسانی هستند؟"، شاید به سختی بتواند دو یا سه نام را به زبان آورد، آن هم در کمال بی نظمی؛ و هر چه به تدریج به نسل های جوان تر نزدیک شویم، در کمال نادرستی. زیرا او محکوم است که به تدریج حافظه خود را از دست بدهد و هنگامی که خالی الذهن شد، حافظه فرهنگ مسلط در آن جاسازی شود. در چنین فضایی است که دغدغه اصلی، جست و جوی ریشه های هویت خود و تعیین جایگاه انسان استعمارزده و غارت شده در جهان پرآشوب امروزی است.

     ولی سوال اینجاست: از چه راهی ملتی می تواند وارث گذشته خویش شود؟ از راه پرورش فرزندان، از راه زبان؛ این مخزن پیوسته گسترش یابنده به یاری آموخته ها، چه از این طریق است که تاریخِ دست آوردها و خوبی ها، رسم ها و پیروزی ها و نیز، رفتار و کردار نسل های گذشته انتقال یافته و ضبط می شوند. ولی کودک تورک در مدرسه ای پذیرفته می شود که از نظر ملی، سرآغاز اسارت است. حافظه ای که برایش می سازند، حافظه ملتش نیست. تاریخی که می آموزد، تاریخ ملتش نیست و از ادبیات گذشته خود تنها آنهایی را می خواند که به ادبیات مسلط امروز خدمت کرده اند؛ یعنی بزرگترین افتخار او در خدمت به فرهنگ مسلط امروزی نهفته است. کودک تورک می داند فردوسی و کوروش چه کسانی بودند، ولی از زندگی آناتومروس و اشعار نسیمی بی خبر است. اینجاست که اولین گسست ها در زندگی یک استعمارزده روی می دهد. خانواده به عنوان تنها محلی که پناه دهنده او و نیز ارزش ها و سنت های اوست، رودرروی مدرسه قرار می گیرد که بناست رشد فکری و شکوفایی علمی را به ارمغان آورد.

     دنیای آموزگار و مدرسه کاملا جدا از دنیای خانواده است و این دوگانگی برای همیشه در او نهادینه می شود. پیروزی هر کدام از این دو، یک نتیجه دارد و آن شکست است برای کودک تورک. پیروزی مدرسه او را برای همیشه از همه چیزهایی که به آن تعلق دارد، جدا خواهد کرد و در هوا سرگردان می سازد؛ و پیروزی خانواده نیز او را در موضعی قرار می دهد که حتی نیم نگاهی نیز به آینده ندارد و این امر برای نوجوان فاجعه ایست درونی. برای همین، بدون در نظر گرفتن هیچ گونه مصلحت و منابع سیاسی و تنها به نام حق و حقانیت، و به دور از هر گونه تاریخ سازی و جعل سند، تدریس و تحصیل در مدارس آذربایجان باید و باید به زبان تورکی است.

     نشان و بیان پریشانی استعمارزده را می توان در دو زبانه بودن او یافت. اگر کودک تورک از بی سوادی هم رهایی یابد، باز از نظر زبان گرفتار دوگانگی خواهد شد. هر چند همیشه گروه های کوچک با سوادی هم پیدا می شوند که می خواهند زبان ملی خود را گسترش دهند و این رشته را با گذشته علمی با شکوه خود پیوند زنند، لیکن سال هاست که تماس این اشکال ظریف از زندگی روزانه بریده شده است و به چشم مردم کوچه و بازار مبهم و نامفهوم می نماید. توده های مردم آذربایجان این افراد را به دیده احترام می نگرند و این افراد را راهروانی می شمارند که در مسیر رویای دیرین احیای فرهنگ خود، قدم بر می دارند. با وجود قوانینی که استفاده از زبان ملی را در نامگذاری کوچه ها و خیابان ها ممنوع کرده اند، آذربایجانی حتی در زادگاه خود بیگانه ای بیش نیست. برای همین، حتی دلسوزترین حامیان این نویسندگان و هنرمندان مبارز صادق نیز آینده خوبی را برای تلاش های آنها تصور نمی کنند.

     معمولا برخودارشدن از دو زبان، نه تنها برخوردار شدن از دو وسیله کار است، بلکه شرکت جستن در دو دنیای روانی و فرهنگی نیز هست. در حالی که در آذربایجان یک طرف این معامله، جهانی است که برای مسخ همه ارکان هویتی تورک ها تلاش کرده و در جهت انکار آن قدم برمی دارد تا خود را جایگزین آن کند و در طرف دیگر، فرهنگی است که برای اثبات خود اقامه دلیل می کند، این دو جهان ارایه شده توسط این دوزبانگی در ستیز با یکدیگرند. گذشته از این، زبان مادری استعمارزده، یعنی زبانی که از احساسات و شور و خواب های استعمارزده سرچشمه می گیرد، زبانی که مهرها و تعجب های او در آن به جولان می پردازند، زبانی که بزرگترین بار عاطفی او را بر دوش می کشد، در دستگاه اداری حاکم این زبان را ارزشی نیست. درست روزی که در جستجوی کار برای معاش برمی آید، این زبان اوست که شکست خواهد خورد و خود او نیز رفته رفته، زبان نارسای خود را کنار خواهد گذاشت و از چشم بیگانگان خودپرست که دنبال روزنه ای برای تحقیر هستند، پنهانش خواهد داشت و حتی گاه از موسیقی آشیق های سرزمین اش شرمگین خواهد شد. لذا نمی توان از دو زبانه بودن تورک ها به عنوان ثروت چندزبانگی یاد کرد؛ چرا که یکی از این دو تقریبا زاید و اضافی است. برای همین کلیه امور اجتماعی، از آموزش الفبا تا امتحان کنکور دانشگاهی و همه عرصه های هنری، اعم از تئاتر و سینما و برنامه کودک و رسانه های جمعی و حتی گزارش مسابقات جهانی فوتبال، باید در آذربایجان به زبان حود این ملت صورت بگیرد.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 13:30 |
ابراهیم بی ساوالاندان بیر شعر

 درد اورتاقدیر

 هدف قوتسال

 هرکیم اولورسان اول

 داغ،دره،دومان،یول

 من هر گئجه، سنین چون آغلارام

یا سن زنگانداکی یاندیریلان یوزاللی کیشی

 یا سن سالماسداکی دوغرانیلان بیر اسگر

 یاسن وارلیغین بیراخیب تهرانا گئدیب دووارلار دیبینده پورتاغال ساتان

 یا سن نوه سینین دیلین آنلامایان بیر آغساققال بابام

 یا سن ماهنی سی دوداغیندا پاسلانمیش آغ بیرچک آبام

 هرکیم اولورسان اول

 من هرگئجه سنین چون آغلارام.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم فروردین 1391 و ساعت 17:30 |

انتقال ابراهیم رشیدی ساوالان به زندان تبریز

فعال ومبارز ملی ،ژورنالیست و فعال حقوق بشر ابراهیم رشیدی(ساوالان) بعد از ماهها بازداشت و شکنجه در اداره ی اطلاعات تبریز 10 فروردین به زندان مرکزی تبریز منتقل شد. ابراهیم ساوالان در تاریخ 3 بهمن ماه دستگیر و تا به حال بدون تفهیم اتهام در اداره ی اطلاعات تبریز مورد شکنجه و آزار قرار داشت.
بنا به خبرهای سایت گوناز این فعال و مبارز ملی آزربایجان به بند عمومی زندان مرکزی تبریز انتقال داده شده است. لازم به ذکر است ابراهیم رشیدی قبل از دستگیری اخیر در دادگستری اردبیل و مشکین شهر(خیاو) دو پرونده ی مفتوح داشته است که بعد از دستگیری وی دادگاه غیابی این مبارز ملی بدون داشتن موکل برگزار شده بود.

منبع: گوناز تی وی


+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 13:2 |

بریک سال نو به ابراهیم رشیدی و افشین شهبازی در صفحه رسمی فیسبوک فارسی وزارت امور خارجه آمریکا

اؤیرنجی: صفحه رسمی فیسبوک فارسی وزارت امور خارجه آمریکا در اقدامی فرا رسیدن سال نو را به فعالین مدنی دربند آزربایجانی ابراهیم رشیدی و افشین شهبازی تبریک گفته است.

" امروز هم مانند روزهای گذشته به مناسبت نوروز یادی می کنیم از زندانیان سیاسی ایرانی شجاعی که تنها بدلیل بیان نظراتشان و بدون طی مراحل قانونی شفاف، توسط دولت ایران زندانی شده اند. متاسفانه به دلیل تعداد زیاد این زندانیان، نام بردن از تک تک آنها دشوار است اما امروز هم به عنوان نمادی از گروهی از آنها از ابراهیم رشیدی و افشین شهبازی یاد می کنیم و نوروز را به آنها و عزیزانشان شادباش گفته و سال خوبی را برایشان آرزو می کنیم."

http://www.facebook.com/USAdarFarsi

 

+ نوشته شده توسط در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 12:58 |
 

ايبراهيم بي ساوالان و افشين شهبازي يه ايتحاف - رامین جبراییلی 

آزادلیق اوغروندا گؤیرن لالا

قانقاللی یاللاردان گئج- تئز باج آلار

گئجه‌نین بئلینی سیندیرماق اوچون

قولونو گونشین بوینونا سالار

قارانی آغ گؤرممک سوچویلا توتوقلانیب قانی قارا دوستاقلارین جایناغینا

آلینان موغان دوزونون باریندان- بارینان سایین افشین شهبازی جنابلارین

هابئله زامان-زامان زمانه‌نین چاتیشمازلیغلارینا، دؤورانین

آلچاق-اوجالیغلارینا باش ایمه‌دن باشی اوجا- آنلی آچیق جاسینا ائللرینین

دایاغی سانیلیب ساوالان داغی آدلانان ساوالانیمیزین اته‌یینده آنادان

دوغولوب اؤزونه(ساوالان) آدینی داها اویغون گؤرن سایین ایبراهیم رشیدی

جنابلارینا بو توتوغلانما سورجینده داهادا بارلانما، داهادا

ساوالان‌لاشما آرزیلایاراق بو ایکی یولداشیمیزین آدییلا بوتون

آذربایجانین دوغال حاقلاری اوغروندا دوستاقلانان وطن داشلاریمیزی بیرداها

اوزاغدان-اوزاغا اولموش اولسادا سالاملاییب اللرینین ایستی سینه

ایسینه-ایسینه هر زامانکی کیمی یئنه‌ده وطن ریتمیله چیرپینان

اوره‌ییمیزین باش ریتمیله دئییریک:

قانلی دوستاقلارین قارا آنلینا

یازین قارا گونون عؤمرو آز اولار

قانداللی قوللاردان دوغولان گونش

سویغونچو گئجه‌نین کؤکونو یولار

شاعیر: رامین جبراییلی(یاشار)

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 و ساعت 15:36 |
 

ساوالانلی ساوالان (ایبراهیم رشیدی)- جلیل تاری  

ساوالان ایللردیر دستاقدا، ال ـ آیاغی داردادیر آنجاق دیم دیک دایانیب باشی اوجا آنلی آچیغدیر. چون ، هئچ بیر آن  قارا دوستاق  قوتسال اورگینه قورخو سالمادان، آماجیندان اوز دؤندرمه‌میشدیر.زامان زامان ساوالانین  ایسته‌کلرینه  داشلار آتیلمیش آنجاق آتارلار دئمیشکن دالدان آتیلان داش توپوغا دییر دئییب سایمادان یولونا داوا ائدیر.ائله اودورکی ساوالانین آیا غینداکی داشلارساوالا نین بویوک لوگویانیدا اوزلرینی چوخ کیچیک ،آلچاق حیس ائدیب اونون اولواولدوغونا اینامیش لار.ساوالان آرتیق آرتیق اؤزکیللرینی اؤزاینسانلارینا اؤیردیب بوگون اونون اوچون ساوالانلار گوندن گونه آرتیب، آرتماغدادیر. ساوالانی دوستاغدا ساخلاماغلا ساوالانین اؤزگورلوک ساوینی باستیرماق ایمکانسیز اولوبدور. بو گون سسینی دوستاغلارین بارماغلیغلارینی سیندیریبدونیایا سس سالیبدیر.

ایبراهیم رشیدی بیر ساوالاندان آزادلیق سئور روحونو ایلهام آلیب اونون سسینه سس وئریب آزادلیغین آلچاق اوجا یوللارینی آیاق قویوب گئتمکده‌دیر.

انون اوچون بیر حقیقت  اودا آذربایجان، آذربایجانین ازلمیش حاق لاری واردیر. ائلجه‌ده ریچارد رورتی دئمیشکن: آزادلیغی قورویون، حقیقت اؤزون قورویار. ائله اونا گؤره ایبراهیم دیلینده همشه بو شعری زمزمه ائدیر:

آزادلیغی ایسته میرم...

بو گون آرتیق مینلر ساوالان تؤرنیب سعید ساوالان، ایبراهیم ساوالان، روزبه ساوالان، مهرداد ساوالان، محمد ساوالان، افشین ساوالان، ساوالان،

ساوالان،...

+ نوشته شده توسط در شنبه بیستم اسفند 1390 و ساعت 17:29 |
 

توركجه يازماق اؤزگوونجيمي اونا بورجلو بيلديگيم ايبراهيم بي ساوالانا سونولور.

"بيز"

سورارسينيزسا بيزي

گونشله دوغولدوق، دوغالي

آلينلاريميزدا دؤيوش دامغاسي

اوره ك لريميزده اؤيوت آغيرليغي

تبريز ايناميدا

اورمو گؤزه لليگينه آند ايچديك

و قدح لر قالديرديق

قالالار ساغليغينا

سؤي لر بيز ايله باشلاندي

چاخير باخيشلارا وورولدوغوموز آن

و اوزان لار ديلينه اوزلاشدي

اينسانليق گؤره ويميز

آلچالمايينجا اؤزگه هاوالارا

اعدام ديره ك لري ايله اوجالديق

و ياساق اولدو بوتون تاريخلره

اؤزگورلوك سئوداميز

آما دؤنمه ديك دمير بارماقليقلار آرديندا

يورقون دوشموش يوللار نامينا ...

+ نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 و ساعت 18:0 |
 

ایبراهیم ساوالانین 7 آوقوست 2011-جی ایلده، ژورنالیست گونو موناسیبتی ایله سعید متین‌پور حاققیندا دانیشیغی

 
(تورکجه- فارسجا)

سعید متین پورون بو گؤن هر یئرده تانینان،سئویلن و اونون یولونا ایناملاری،ایناملی اولان بیر اینسانلاردان بیری دیر. کئچن هفته مورداد آیینین 6-سیندا ساوالاندا بیر تؤره ن کئچیریلیردی،هر یاندان اولسون تؤره نه قاتیلان اولموشدو،30-آ یاخین پارچادا سعید متین پورون آدی واریدی،یانی اللرده دولانان آدلارین بیری "قوشاچایین اؤره یی سعید متین پورا چیرپینیر""سیاسی زیندانی لر آزاد اولسون"باشدا گئده ن آد سعید متین پورون آدی و بونا تای آدلار.یقین او اینسانلارین چوخو بو مراسیمده ن خبرلی اولسایدیلار و بونا تای مراسیملرده ن،گلیب قاتیلاجایدیلار.
اوچ جؤمله دئمک ایستردیم چوخ یوخ،ایراندا یاشییان تورکلرین میللی حاقلاری،سعید متین پور،خبرنیگارلیق؛بو اوچون بیر-بیرینه قاتماق ایستردیم.بعضاً میللی حاقلاردان صحبت گئده نده ائله داورانانلار اولورکی ائله بیل کیچیک بیر قونودان صحبت گئدیر،یانی باشقا بیر اؤنملی مسئله لرین یانیندا بیر آشاغیلاما، بیر کیچیرتمه گؤروروک بونا خاطیر.سانکی اؤنملی بحثلر آیری بیر زادلاردیر، بو ایکینجی رده ده و هله بو تئزلیگه واختی چاتمایان بیر بحث دیر.آنجاق فقط آمار اولاراق مسئله یه بئله باخساق کی یئر اوزونده،2میلیارد600میلیون اینسان اؤز دیلی و اؤز کیملیگی حاکیم اولمایان بیر اؤلکه ده یاشاییر بو مسئله نین ده نه قده ر اؤنملی و نه قده ر بؤیوک اولدوغونو دوشونه جه ییک.2 میلیارد 600میلیون اینسان یاشادیغی اؤلکه ده اؤز دیلی،اؤز کیملیگی،اؤز کولتورو حاکیم دئییل،اونلار 2-جی رده اینسانلار اولار و بوندان600 میلیون اینسانی هله رسمییته تانینماغا چالیشیر،هله چالیشیرلار کی بیزی تانییین،بیزی تانیین، بیزده واریق،بیز آمارلارا گله ک،بیزیم آدیمیز دئییلسین.آمار اولاراق باخاندا اوندا بو مسئله اؤنمسیز دئییل،چوخدا بؤیوک و اؤنملی دیر.2میلیارد 600میلیون اینسانین دا دردیدیر و ایرانین4/3نون دردی.یانی ایران آدلانان بیر اؤلکه نین4/1نین کولتور و کئچمیشی و هر بیر شئیی،اینانج سیستمی،او بیری4/3نه حاکیم اولور.گؤره سن بونون اؤنمین دوشونمک چتیندیر؟ایندی جاواب وئره ریک یوخ،آنجاق 18 ایل بوندان قاباق بونا بوجور یوخ جاوابی وئرمک چتین ایدی.18 ایل بوندان قاباق ایراندا یاشایان تورکلرین و باشقا فارس اولمایان اینسانلارین حاقلارین گؤرمک،اینانماق چتین ایدی.هر نه پرده لر آرخاسیندا گیزله دیلمیشدی.سعید متین پورون اؤنمی اوردا بیلینیر.18 ایلدی بو حقیقتی درک ائدیب،بلکه ده اوندان اؤنجه لر درک ائله میشدیر،18 ایلدیر بیز اونون ساواشمالاری ایله تانیشیق،18 ایلدی پرده لر آرخاسیندا گیزله دیلن اینسانلاردان سؤز آچیر،ائولرینین بوجاغیندان سسی چؤله چیخمایانلاردان،امه سزر دئمیشکن:"من میلیونلار اینسانلاردان دانیشیرام کی آدین دیله گتیرمه یه وکیملرده نم دئمه یه اوتانیر"من میلیونلار اینسانلاردان دانیشیرام کی گئدیب کوچه باشینداکی توکانچی دان بیر شئی آلماغا یا دوکتوره گئده نده اؤز قارنی نین سانجی سین اؤز دیلینده دئمکده ن اوتانیر،من بئله میلیونلار اینسانلاردان دانیشیرام.
ایندی بلکه دای بو اینسانلارین حاقی آزدان-چوخدان چوخلارینا دای تانینمیش اولوب. آزدان-چوخدان هامی دوشونوبدور کی ایراندا هر بیر شئی فارسین دئییل، ایراندا تورک یاشاییر، کورد یاشاییر، عرب وار، بلوچ وار، تورکمن وار؛ اولسون کی اساس مدنیتلری فارسدان اوزاق اولماسالاردا، قوهوم اولسالاردا، لر وار، گیلک وار بونلارین دا کیملیک مسئله لری وار و بونلارین دا ائله او کیملیک مسئله لری بئیینلری نین آلت قاتیندا هر بیر شئی لرینه ائتکی بوراخیر.قیزلاری توپلوما چیخا بیلمه ییر سه بیر باشی اورا باغلی دیر.ایراندا گئدن بو گونکو آزادلیق ساواشینا قاتیلا بیلمه ییرلرسه اساس باشی اورا باغلی دیر.
"اودلار وطنی بابکی، ستار بئجرمیش بوجاغیندا ایل لر بویو اولسان دا آزادلیق سوراغیندا یوخ ایندی آدین ائللرین عوصیان واراغیندا"
ندن ایندی آذربایجان و ایران تورکلرینین آدی ائل لرین عوصیان واراغیندا یوخدور!!؟ چون بونلاری 80 ایلدیر صحنه دن قوووبلار، 80 ایلدیر بونلاری مئیدانا چاغیرماییبلار، 80 ایلدیر بونلارین آدی گلمه ییب، 80 ایلدیر بونلارا نه مدرسه وار، نه تئلویزیون وار، نه مهد وار، و هئچ بیر اؤیره تیم گؤرمه ییبلر؛ و اؤیره تیم گؤرمه ین اینسانلار طبیعی کی دالی قالمیش اینسانلار اولاجاقلار و اورتاما چیخا بیلمه یه جکلر.
18 ایل بوندان قاباق هر بیر شئی ایران-عراق ساواشینین هیاهوسوندا ایتدیگی زامان و اونون دالی سؤره تزه-تزه هله سازندگیلیکدن و بونا تای بیر سؤزلردن دانیشدیقلاری زامان، بو حقیقتی دوشونمک، بو حقیقتی اودا بیر میللی وارلیق کیمی دوشونمک راحات ایش دئییلدیر. چوخلاری اوندا بونو بیر فردی حاق کیمی تانیییردی، فردی حاق کیمی تانیییردیلار، من آزادام کی اؤزدیلیمده دانیشام. آنجاق، بیز آزادیق کی اؤز تجمع لریمیز اولسون، بیز آزادیق اؤز توپلوملاریمیز اولسون، درنک لریمیز اولسون، درگی لریمیز اولسون، حیزبلریمیز اولسون، بونو دوشونن یوخ ایدی. هله بلکه ده بوندا آخسایانلاریمیز وار، هله بلکه ده چوخلاریمیز، بلکه ده من، ائله بئله دوشونورم کی نه یاخشی پارتی لریمیز و نه یاخچی تجمع لریمیز باشقالاری ایله اولسون؛ بو نه یاخشی ایله منیم موشکولوم یوخدو ها، ایسته مه سم اونلارلا اولام، حاققیم وار آیریجا دا پارتی لریم ده اولسون. بوردادیر بحثیمیز، یوخسا ایسته دی ایسه اینسان ایسته گینین قاباغین کیم آلا بیله جک. و بوردا سعید متین پورون اؤنمی و سعید متین پورا ندن بو قدر آغیر جزالار وئریلیر بللی اولور. نئچه دفعه¬لر موختلیف ایشلرده ایش بیرلیگیمیز اولدو، بو گون اونو خاطیرلاتماق چوخ گؤزل بیر گون ایدی، چوخ گؤزل بیر گون ایدی. بیر گون تانینمیش دوستلارین بیرینین حاقیندا یازی یازیردی، یازیسیندا یازمیشدی کی: "بئله اولایلار اونون توتولماسی وبئله اولایلار بیزه فرصت دیر توپلاناق دردلریمیزدن دانیشاق، اونلاری یاد ائتمکله سؤزلریمیزی دئیک و اونلاری یاد ائتمکله اونلاری مدافیعه ائدک." ائله اؤز جومله¬سینه قاییدیرام. بیر آیری یازیسیندا یازمیشدی، فارسجا بیر یازی ایدی، یازمیشدی:"چه خبرها می شود که خبرمان نمی شود" و بوردا بیر خبرچی کیمی چیخیش ائتمیشدی، و بیر سیرا خبرلر وئرمیشدی بیزه کی خبریمیز اولموردو. من اؤزوم چوخ-چوخ خبرلردن اونون یازیلاری ایله خبرله¬نردیم، هردن اؤزومه بیر ادعام اولدوقدا کی چوخ چالیشقانلاری، سیاسی اینسانلاری تانیییرام، آنجاق هر گون اونون یازیلاریندا بیر سیرا آیریلاری آدی قاباغیما گلردی کی اوناجان تانیماییردیم. خبرنگار گونونده او اینسانی عزیزله¬مک چوخ گؤزل بیر آددیمدیر، یانی تام یئرلی بیر آددیمدیر. سعید پرده¬لر آرخاسیندا گیزله¬دیلمیش اینسانلارین خبرچی سی ایدی، خاطیریمده¬دیر اوچ قارداش عوض پور تبریزده توتولموشدور، 85-ین فروردینی¬ایدی. ائله حیرص¬له ائله آغیزلا مندن بیر خبر آلیردی کی، "به اونلاردان نییه خبر گئتمه¬ییب!؟ به اونلار هاردا قالیبلار!؟"، اوندا بیلیردین کی بو بیر دنه خبرنگاردیر و اوندا بیلدیم کی بو، رسمی داییره¬لردن اوزاق،قیرمیزی پرده لی،قیرمیزی صندللی ائولرده سؤزلری گئتمه ین اینسانلارین خبرچی سیدیر.رسمی داییره لرده چوخلارین آدلاری چکیلیر، اونلاردا آدی چکیلمه¬ین¬لرین خبرچی¬سیدیر، ائله ایندی سعید اؤزو ده ائله¬دیر. سید حئیدر بیاتین گؤزل شعری وار:
" آدین کامئنت-کامئنت گزدی بلوقلاری قازئته لر تیتری، آدیندان بویون قاچیراندا"،
اگر یانیلماسام شعر بئله ایدی؛ یانی قازئته لر آدینی وورمادیغی گونده، قازئته لر وورماسین، آدی " کامئنت-کامئنت گزدی بلوقلاری"، چون اؤزو پرده¬لر آرخاسیندا گیزله¬دیلن اینسانلارین خبرچی سسی ایدی، رسمی داییره¬لردن قیراقدا قالان اینسانلارین مدافعی ایدی، و بو گون او رسمی داییره-لردن قیراقدا قالان اینسانلار اونون مدافعی اولمالی¬دیر. 
ائله یئنه یادیمدادیر، بیر باشقا دوستون یاخالاندیغی زاماندا، یانیلماسام اگر 16 آی 17 آی زینداندا قالدی، نئجه حیرص له منه دئدی کی 16-17 آیدا واخت ائله¬ییب گئدیب عکسین آلیب گتیریب وورا بیلمه¬دیز!!!؟؟؟، او آدامین عکسی گئتمه¬میشدی بو زامانلاردا یانی بئله چتین شراییط¬¬ ده راست گلمیشدی آدی گئتمه¬میشدی؛ و اؤزو بوردان دوروب گئتمیشدی اردبیله اونون عکس¬ینین دالی سوره. اؤزو ائله دوروب گئتمیشدی اردبیله اونون عکسی¬نین دالی سوره و اؤزو آیری یئرلرده ده بئله آددیم آتمیشدی. یانی ایراندا یاشایان تورکلرین میللی حاقلاری، سعید متین پور و خبرنگار گونو، بیر-بیرینه دویونلنمیش بیر-بیریندن آیریلمایان بیر بحثدیر. قوی سعیدی هله¬لیک فیزیکی اولاراق بیزدن اوزاق ساخلاسینلار آدی ساوالان داغلارین گزیر. آدی پارچالار اوستونده بابکین روحو گزن داغلاری گزیردی من گؤزومله گؤردوم.
"نیسگیل او چرچییه قالسین کی جواهیر ندی قانمیر
مدنیت دبین ائیلیر بدویت بیر اوتانمیر" 



چکیده‌ای از سخنرانی مهندس ابراهیم رشیدی(ساولان) به مناسبت روز خبرنگار درباره‌ی سعید متین‌پور

ابراهیم رشیدی(ساوالان) روزنامه‌نگار و فعالان حقوق بشر آذربایجانی ضمن تبریک روز خبرنگار، سخنانش را با شعر «اودلار وطنی، بابکی- ستاری بجرمیش قوجاغیندا/ ایل‌لر بویو اولساندا آزادلیق سوراغیندا/ یوخ ایندی آدین، ائل‌لرین عصیان واراغیندا» آغاز کرد و گفت: اگر آنها سعید را زندانی می‌کنند و به صورت فیزیکی او را از ما دور نگه می‌دارند، باکی نیست، نام سعید بر فراز سبلان(اشاره به اجتماع عظیم مردمی در ششم مرداد 90) و در سرتاسر آذربایجان گرامی داشته می‌شود و اندیشه سعید در بین جوانان آذربایجان تقویت می‌گردد.
وی حقوق ملی تورک‌های ایران، سعید متین‌پور و خبرنگاری را سه بحث به هم تنیده و غیر قابل تفکیک دانست و گفت: بعضاً وقتی از حقوق ملی سخن گفته می‌شود، عده‌ای بر این تصورند که انگار از موضوع کوچک و پیش پا افتاده‌ای سخن گفته می‌شود طوری که وانمود می‌گردد مسائل مهم‌تر، چیزهای دیگری است و مسئله حقوق ملی از اهمیت کمتری برخوردا می‌باشد و هنوز زمان پرداختن به این گونه مسائل غیر مهم نیست.
وی با ارائه آمارهای بین‌المللی به اهمیت موضوع اشاره کرد و افزود: اینک در دنیا، دو میلیارد و 600 میلیون نفر از انسان‌ها در کشورهایی زندگی می‌کنند که زبان، فرهنگ و هویتی غیر از فرهنگ خودشان بر آنها حاکم است و این تعداد افراد، انسان‌های درجه دوم به حساب می‌آیند و بدتر اینکه 600 میلیون نفر از این تعداد هنوز در تلاش برای اثبات موجودیت و به رسمیت شناخته شدن هستند. این آمارها نشان می‌دهد که حقوق ملی امری بسیار مهم و حیاتی در جهان کنونی است.
رشیدی با مثال فوق از حقوق ملی در ایران سخن گفت و افزود: درد این انسان‌ها، درد سه چهارم از جمعیت ایران نیز هست. یعنی در ایران فرهنگ، تاریخ، باورها و داشته‌های یک چهارم، بر اکثریت سه چهارم حاکم شده است.
وی با بیان این آمارها و تشریح وضعیت موجود ایران، به بیان این پرسش پرداخت: آیا درک اهمیت مسئله حقوق ملی در ایران کار سختی است؟ و سپس خودش پاسخ داد: اینک پاسخ ما منفی است ولی 18 سال قبل و در شرایط سیاسی- اجتماعی آن روز ایران، درک حقوق ملی تورک‌ها و دیگر ملل غیرفارس ایران مشکل بود و دقیقا اهمیت فعالیت‌های سعید متین‌پور نیز در این نکته نهفته است که وی آن روز به اهمیت مسئله پی برد و از آن زمان بی‌وقفه در راستای حقوق ملی و انسانی جامعه آذربایجانی تلاش نمود.
وی با تشریح وضعیت اسفناک موجود برای ملل غیرفارس گفت: 80 سال است که مردم آذربایجان را از حق آموزش به زبان خویش محروم کرده‌اند، 80 سال است که آنان از حق داشتن صدا و سیما، مدرسه و مهد کودک محرومند، 80 سال است که آنان را از صحنه دور نگه داشته‌اند و نام آنان را پنهان نگه می‌دارند و از هر گونه آموزش بی‌بهره‌اند.
این فعال آذربایجانی سخنانش را چنین ادامه داد: 18 سال است که سعید متین‌پور از انسان‌هایی که در پس پرده‌ها در خفا نگه داشته شده‌اند، سخن می‌گوید، انسان‌هایی که فریادهاشان فراتر از کنج خانه‌شان نمی‌رود، انسان‌هایی که از بیان نامشان و تبارشان شرم دارند و برای بیان کوچکترین عواطف انسانی به زبان مادری خویش خجالت می‌کشند و از بدیهی‌ترین حقوق انسانی محروم گشته‌اند. سعید متین‌پور خبرنگار این انسان‌ها است. انسان‌هایی که در دایره‌های رسمی جایی نداند و در تلاش برای پوشیده و پنهان نگه داشته شدن هستند. که امروز خود سعید نیز به یکی از این انسان‌ها تبدیل شده است لذا همین انسان‌ها نیز مدافع سعید گشته‌اند.
رشیدی با بیان این نکته که به دلیل فعالیت‌های چشمگیر سعیدها، امروز حقوق ملی برای خیلی‌ها در ایران اثبات گشته، افزود: امروز اکثر انسان‌ها به حقوق ملل غیرفارس و مسئله هویت آنان و تاثیر غیر قابل انکار مسئله هویت بر همه امورات و تفکرات این انسان‌ها واقفند و اذعان دارند که همه مشکلات اجتماعی- فرهنگی و سیاسی آنان به طور مستقیم با مسئله هویت پیوند خورده است و حل آنها نیز در گرو پرداختن به مسئله هویت و حقوق ملی غیرفارس‌ها می‌باشد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هشتم اسفند 1390 و ساعت 20:16 |
 

زیندانلاردان دئوریمه دوغرو(ساوالانلا ایتحاف) - وحید امین

دونيانين بير چوخ اؤلكه لرينده دئوريم باش توتوب، بو دئوريم لر هميشه بعضى اينسانلارين جانيندان كئچمه يى ايله اؤز ايسته يينه چاتيب و جاندان كئچن كيمسه لر ايللر بويو ميللى قهرمان كيمى بو اؤلكه لرين تاريخينده ياشاييب لار.بيزيم ميللت ايسه تاريخ بويو هئچ بير زامان قهرمان سيز ياشاماييب و هر زامان اؤلكه نى قارانليق دا گؤرن ميللت كندى ايچيندن سئچدييى كيمسه لرى آذربايجان ميللتينه ايتحاف ائديب.

بو كيمسه لر هر زامان ميللت ايچينده ياشاييب و اوندان آيريلماييب لار.ايندى ايسه بو زامان دا عينى قهرمان لار يئنى دن جان آليب باشقا بير گؤوده نين ايچريسينده ميللته ايتحاف اولونماقداديلار.بو دئمك كى بابك لر،ستارخان لار،صفرخان لار،حيدرخان لار و باشقا قهرمانلار يئنى دن عوصيان ائتمه يه و ميللتى ظولم ايچينده گؤرركن جاندان و مالدان كئچمه يه حاضيرلانيبلار. بو قهرمانلارين ياشامينى اوخوياركن بو سورغو چوخلارينين عاغلينا گله بيلر كى ندن بير ميللتده‎ ‎بيريسى قهرمان تانينيب ميللى كيمسه يه دؤنور حالبوكى باشقا بيرى سى سادجه اؤز ياشامينى توتوب و اينسانلارين چوخو كيمى عؤمرونه سون وئرير.بو سورغويا بئله جاواب وئرمك اولار كى هر اينسان دا غريزى اولاراق فيزيكى گؤوده سين و ياشامينى قوروماق ايچين بير عاميل لر وار.اينسان لارين چوخو اؤز تحليل لرينده و آچيقلامالاريندا بو غريزى عاميل دن ائتكى آلاراق اؤز موحافيظه كارليق لارينا منطيقى ندن لر آختاريب و غريزى و فيزيكى باغلانتى لاريندان هئچ زامان آيريلماياجاق لار و دوزلتدييى منطيق لر اساسيندا ياشاييب و كندى لرينه سئچدى يى يولو باشقالارينادا گركلى گؤرجك لر. بونون قارشيسيندا اينساردا واركى چوخ قولاى دئديييميز باغلانتى لارى قيريب و اؤزلرينى دونيا قوراللاريندان چؤزمه يه چاليشيرلار و تاريخ يازديران و ظولمه قلبه ائدن اينسانلاردان اولورلار. سؤز قونوسو اولان ساوالان بو اينسانلاردان بيرى دير كى هامى بيلدييى كيمى جانيندان،ماليندان و دونيا لذت لريندن كئچيب و تام ياشامينى ميللتین یادیرغانمیش کیملییینی قایتارماغا قويوب و قوياجاق.ساوالان هر كسدن ياخشى ميللتين دردينى دوشونوب و بونا سون وئرمه يه مدنى-سياسى بير يول سئچيب.ائله بو يولو سئچمك دير كى ساوالانى تاخما آدينا ياراشيقلى ساوالان ائيله ييب و ندنى ده سئچدييى تخصصوص لار اولوب. ساوالانين ديلچى،اوسطوره شيناس،تاريخ چى،سوسيولوژيست و آذربايجان شيناس اولماغى هر كسه آيديندير نئجه كى آد آپارديغيميز تخصصوص لاردا گونئى آذربايجان دا چوخ آزينين بو قدر بيليمى و آراشديرماسى اولا بيلر.آمما منجه ساوالانين باشقا تخصوص لارينا باخماياراق هر كيمسه دن ياخشى بير سوسيولوژيست دير و ندنى آذربايجان ديلين،تاريخين،اوسطورلرين،كولتورون و شهر-شهر ميللتين تانيماقدير. ساوالان اؤلكه ميزى شهر-شهر گزدييينده دئمك مئيدانى بير تحقيق ده آذربايجان ميللتينى تانيييب و اونونلا ياشاييب كى وئردييى تحليل لردن و حسابسيز ايلگى سيندن راحاتجا بونو بيلمك اولار.بونلاردان علاوه ساوالان گوجلو بير اؤيرتمن كيمى اؤز بيليمى نى آذربايجان ميللتى ايله پايلاشيب و قهرمان بئجرتمه يه چاليشير.چوخ آز اؤيرنجى اولار كى ساوالانين سيناقلارينا گئديب و اونون دونيايا و حركته باخيشيندان ائتكيلنمه سين.ائله بونلاردير كى حاكيمييت گؤزونده بير تيكان كيمى اولوب و ايندى زينداندادير،آمما حاكيمييت بونو بيلمه ليدير كى ساوالانى دوستاق لاماق ايله اونون ائتكينلييينين اؤنونده دورا بيلمز و زينداندا اولسادا گينه بير اويرتمن كيمى دير چونكى ساوالان ساواش اؤيرتمنى دير،قهرمانليق اؤيرتمنى دير و بير سؤزده دئمك اولار، ساوالان دئوريم اؤيرتمنى دير....

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هشتم اسفند 1390 و ساعت 20:15 |

یازقی- علی پاکباز(سهند)

اينامسيز ياشايان کيمسه لر، اومود نعمتيندن فايدالانمازلار.آمما کيمه و نه يه گرک ايناناسان؛ هنديلر دئيرلر : حقيقته جلال برگشاد(بابک-101)
حقيقت نه دير؟فيکريميزجه اولماسي گرکن بير شئي دير کي گرک اولا واقعيت نه دير؟ واقعيت اودور کي ايسته يک،ايسته مييه ک واردي 86ايلدن آرتيقديرآذربايجانا هر باخيمدان ظولملر اولونور بو 86ايلده رئژيم لر دييشيليب و هر رئژيم حاکيميه ته گلديکده آذربايجانا باخيش لاري هئچ ديشيلمه دن ايرقچيليق سياست لريني يوروتموشلر.
هر ايکي حاکميت (پهلوي رئژيمي ـ ايران ايسلامي حاکميتي) آذربايجانا اولان موناسيبتلري هئچ فرق ائله مدن آذربايجاني استحاله و آرادان آپارما تفکر ايله بينالانميشلار.
راسيسم وديکتاتور پهلوي رئژيمي،پوپوليست و توتاليتر ايران ايسلامي حاکميتي اؤز دوشونجه لرين يورتمه گه و يؤنتمه گه ائله يوموشاقليقلا چاليشيب لار کي بلکه هئچ زامان کيمسه لر اونو باشا دوشمه سين.
آمما آذربايجان ضيالي لاري (سياسي ، مدني)موباريزلر بوفاجعه ني باشا دوشرکن يولارينين (حقيقت يولو و آذربايجانيميز نئجه اولما يولو)هر چتينليگه آجي ليغا دؤزوب وبو فاجعه دن و دردن اوستون بير درد گؤرمييب و چاليشمالاريلا درده درمان آختاريرلار.
عباس بي ليساني دئميشکن: ائليميزه ،وطنيميزه اولونان ظولمو باشقا دردلريميزدن اوستون گؤروب يولوموزا  اينانيب واونون آرادان
قالديريلماسينا جان آتمالييق.
ايبراهيم بي رشيدي(ساوالان)او ضيالي لاردان بيريدير. ايبراهيم بي  حاکمييه تين آذربايجانا قارشي يوروتدويوسياستلرين باشا
دوشموش ويولونو سئچميش و يولونا ايناناراق کنددن ـ کنده، شهردن ـ شهره گئديب وبو سياستلرين قارشيندا وطنداشلارينا  ديل، اوسطوره ، توپلوم بيليمي (جامعه شناسي) کلاسلاري قويموش واونلاري اؤيرتمکله بو يولا جان آتير.
و هابئله باشقا  توتوقلانان ميللي فعاللاريميز( روزبه سعادتي، محمد احدي، افشين شهبازي، مهرداد کرمي،ناصر درازشمشير، ...) هر بيريسي اؤز آدلارينا چئشيدلي چاليشمالار لا  يوللارينا اينانجي گؤستريب و توتوقلانمالاري  بو اينانجين ايثباتيدير.
ارنلر نه ياخشي دئميشلر کئچه جگيني بيلمه ين کيمسه لر گله جکلريني ياشادا بيلمزلر اونلار کئچه جکلرين بيليبلر و گلجه جکلريني ياشادا بيلمک اوچون هئچ زامان گئري اوتورماياجاقلار و چاليشمالاريندان ال گؤتورميه جکلر. آخي اونلار يوللاريني سئچيب و اونا اينانيبلار چونکي حقيقتين يولو بودور.
آذربايجانيميز خوش گونده گرک ياشاسين بير حقيقتدير.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 13:59 |
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:29 |

درحدود بیست روز از بازداشت مهندس ابراهیم رشیدی فعال سرشناس حرکت ملی
آذربایجان میگذرد.تقریبا پس از گذشت یک هفته از بازداشت آقای رشیدی
وبلاگی با عنوان وبلاگ آزادی ابراهیم رشیدی از سوی فعالین حرکت ملی آغاز
به کار کرد. حال این وبلاگ با فعالیت دو هفته ای خود از طرف مسئولین سایت
blogskyبسته شده است.از این پس دوستان و فعالین حرکت ملی میتوانند به
آدرس www.ibrahimsavalan.blogfa.com جهت اطلاع شدن از وضعیت مهندس
ابراهیم رشیدی و مطالعه مطالب دوستان در مورد آقای رشیدی و مطالب آقای
رشیدی مراجعه کنند.
گلجک بیزیمدیر

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:19 |
 

نگاهی بر فعالیت‌ها و سوابق مبارزاتی مهندس ابراهیم رشیدی(ساوالان) مبارز ملی آذربایجان

 


مهندس ابراهیم رشیدی(ساوالان) نویسنده، روزنامه‌نگار، فعالی حقوق بشر و مدرس زبان ترکی آذربایجانی، متولد مشکین‌شهر و فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه سراسری اورمیه می‌باشند. این مبارز ملی بخاطر فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی‌اش در راستای احقاق حقوق ملت ترک آذربایجان جنوبی بارها بازداشت، زندانی و مورد شکنجه قرار گرفته که در زیر به آنها اشاره می‌کنیم.
فعالیتها. . .
اسفندماه 1376: بعنوان مدرس زبان ترکی آذربایجانی در کلاسی که در خوابگاه نازلی دانشگاه اورمیه تشکیل شده بود، تدریس می‌نمود.
28 اردیبهشت 1377: در این روز که اولین نشست کانون شهریار برگزار شد، مهندس ابراهیم رشیدی (ساوالان) از بنیانگذاران این کانون بوده و در این روز به عنوان دبیر این کانون انتخاب شدند. مهندس رشیدی به مدت چهار سال دبیری این کانون را به عهده داشتند. این کانون در طول فعالیت هشت ساله‌اش موفق به برگزاری حدود 100 شب شعر و فستیوال شده و در تبلیغ و شناساندن فرهنگ و ادبیات آذربایجان به دانشجویان نقش بی‌نظیری ایفا نموده است. مهندس رشیدی تقریبان در 50 برنامه و فستیوال ین کانون به عنوان دبیر و سخنران حضور داشته‌اند.
1378: مهندس رشیدی از این سال به عنوان عضو هیئت تحریریه نشریه باخیش فعالیت نموده و پس از دو سال که این نشریه بسته شد؛ نشریه‌ی اویانیش به جی این نشریه شروع به انتشار کرد که در این نشریه هم مهندش رشیدی عضو هیئت تحریریه بودند.
آذرماه 1378: دبیر کنگره‌ی زبان‌های ملی، قومی در ایران می‌شود. این کنگره حائر اهمیتی بیشتری در آن سالها بود و بعنوان بارزترین فعالیت آن سال محسوب می‌شد.
15 اسفندماه 1378: در این روز، که روز یک‌شنبه‌ی‌ هفته بود کنگره‌ی باشکوهی در تجلیل از پروفسور زهتابی در دانشگاه اورمیه برگزار شد. این کنگره که با چند تن از نویسندگان نامی آذربایجان به ایراد سخنانشان در رابطه با فعالیت‌های بی همتای پروفسور زهتابی پرداختند، مهندس رشیدی دبیر این کنگره بودند. این کنگره همچنین با حضور گروه‌های موسیقی آذربایجانی از جمله، گروه موسیقی آذربایجان به رهبری استاد حسن دمیرچی، گروه موسیقی صفی‌الدین اورموی به رهبری دکتر اکبر بزرگ‌امین، گروه موسیقی آشیقی به رهبری آشیق قربان علیارلی و گروه موسیقی سئویج به رهبری خانم نسرین جعفری موسیقی غنی آذربایجان را در این کنگره اجرا نموده و در شناساندن عالم والا مقام آذربایجانی به ملت آذربایجان مفید واقع شدند.
1378: مهندس رشیدی مدیر مسئولی نشریه اولدوز و صاحب امتیازی نشریه‌ی‌ بولود را عهده‌دار شدند و به واسطه این دو نشریه خواسته‌های در و رنجهای ملت آذربایجان را به مخاطبان بیان می‌نمودند.
25 آبان‌ماه 1379: مهندس رشیدی، دبیر کنگره‌ی گرامیداشت ستارخان، سردار ملی می‌باشد. این کنگره که حاصل دو ماه فعالیت تمامی دانشجویان ملی بود در یک روز برگزار شد که در این کنگره نویسندگان بنامی از جمله دکتر داشقین، پرویز یئکانی زارع و دکتر آیریملی به عنوان مهمانان این کنگره به ایراد سخنانشان در رابطه با ستارخان پرداختند.
1378: به عنوان مدرس زبان ترکی آذربایجانی که در دانشکده پزشکی دانشگاه اورمیه برگزار می‌شد تدریس می‌کند. این کلاس دو ترم می‌باشد.
همچنین از همکاران و نویسندگان انجمن ادبی دومان و نشریه‌ی اؤلکه بوده و در طول مدت دانشجویی همیشه در برگزاری تحصن‌ها و اعتراضات در رابطه با حقوق ملی بطور فعالی شرکت نموده و اعتراض خود را ابراز بیان نموده است.
18 اسفند ماه 1378: از برگزار کنندگان تحصن و میتینگ اعتراضی به توهین امیر محبیانی سردبیر روزنامه‌ی رسالت ایران بود. در این تحصن اعتراضی بیش 1200 نفر حضور داشتند.
مهندس رشیدی، همچنین عضو هيئت مؤسس مؤسسه غیر دولتی (NGO) "آذرتوپراق" می‌باشد.
با بیشتر هفته‌نامه‌ها و ماهنامه که در آذربایجان نشر می‌شود به عنوان ژورنالیست همکاری نموده است که از این جمله می‌توان نشریه‌ی پیام اورمیه‌ را که سابقا منتشر می‌شد و همچنین به نشریه بایرام زنجان اشاره نمود و در شماری نشریه هم به عنوان مدافع حقوق بشر فعالیت نموده است.

فعالیت‌های مهندس رشیدی در سال 1390
2 اردیبهشت ماه: سخنرانی در مراسم گرامیداشت پروفسور زهتابی که در شهر شبستر بگزار شد.
30 تیرماه: همراه عیسی یگانه نویسنده و عالم شهر سولدوز به دانشجویانی که برای اعتراض به تخریب قسمتی از تپه‌ی قالا‌باشی گردهم آمده بودند پیوسته و همراه با آنها به میراث فرهنگی درباره‌ی لزوم حفظ آثار تاریخی هشدار دادند.
17 مرداد : شرکت و سخنرانی در مراسمی که در منزل پدری سعید متین‌پور در رابطه با روز خبرنگار برگزار شده بود. مهندس رشیدی در سخنرانیش از سعید متین‌پور به عنوان خبرنگاری انسانهای آذربایجانی یاد کرد.
29 شهریور: شرکت و سخنرانی در روز زندانیان سیاسی آذربایجان (که این نامگذاری بر اساس تاریخ تولد سعید متین‌پور می‌باشد) در منزل سعید متین‌پور و در سخنرانیشان بر لزوم گرامیداشت این روز تاکید نموده‌اند.
سخنرانی در مراسم دفن ابراهیم جعفرزاده، مبارز ملی آذربایجان در شهر خوی.

بازداشت‌ها و پرونده‌های قضایی سابق و مفتوح مهندس ابراهیم رشیدی:
خردادماه سال 1380، هنگام خروج از خوابگاه نازلی در اورمیه بدون هیچ حکمی بازداشت و به اداره‌ی اطلاعات اورمیه برده شده بود. این بازداشت پس از یک روز پایان پذیرفت.
تیرماه 1381، هنگام عزیمت از تبریز به اهر (برای شرکت در مراسم قلعه‌ی بابک) دستگیر و پس از یک روز بازداشت آزاد شد.
27 مرداد 1382 در مشکین‌شهر بازداشت و به اداره اطلاعات اردبیل منتقل شده بود. پس از یک روز بازداشت در اردبیل به اورمیه منتقل شده و سرانجام پس از 10 روز بازداشت با وثیقه‌ی 20 میلیون تومانی آزاد شد. 20 دی همان سال آقازاده، قاضی شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب اورمیه با اتهام شرکت در جلسه‌‌های مخالف با نظام به 6 ماه زندان محکوم شد که این 6 ماه به مدت دو سال به تعلیق درآمد. این حکم در تاریخ 9 فروردین 1383 در شعبه 10 دادگاه تجدید نظر اورمیه تایید شد.
25 خرداد 1384 بازداشت و به زندان ائوین تهران منتقل شد که در این دستگیری دو اتهام ،شرکت در مراسم قلعه‌ی بابک و تلاش و تبلیغ برای تحریم انتخابات رییس جمهوری وجود داشتند. این دادگاه دو سال به طول انجامید و در نهایت مهندس رشیدی تبرئه شد.
10 فروردین 1385؛ در اهر دستگیر و به تبریز منتقل شد. پس از 20 روز بازداشت به قید وثیقه‌ی 20 میلیون تومانی آزاد شد. در آذرماه همین سال در دادگاه اهر تبرئه شد.
یک ماه پس از آزادی در پی اهانت روزنامه‌ی ایران به ترکان همراه با ملت آذربایجان برای نشان دادن اعتراضش به نژادپرست و توهینها در خیابانهای اورمیه حضور داشت. چند روز پس از اعتراضات در 10 خرداد دستگیر و در مدت بازداشت 68 روزه‌اش در سلول انفرادی اداره‌ی اطلاعات اورمیه همه‌‌ی سختی‌ها را تحمل کرده و از اعتراض به حق ملت آذربایجان در مدت بازداشتش در برابر مامورین اطلاعاتی دفاع نموده بود. این پرونده پس از دو سال با حکم 5 ماه حبس تعزیری پایان پذیرفت. مهندس رشیدی این حبس را در تابستان و پاییز 1387 در زندان اورمیه سپری نمود.
13 خردادماه 1389 در اردبیل هنگام رفتن به منزل خواهرش دوباره دستگیر شد و 58 روز را در بازداشتگاهها و زندانهای اداره‌ی اطلاعات اردبیل و مشکین‌شهر بازداشت شد. در این بازداشتی دو اتهام از طرف اداره‌ی اطلاعات مطرح شده که یکی تشکیل حرکت ملی آذربایجان در دادگاه اردبیل و در پرونده مشکین‌شهر اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و فعالیت تبلیغی به سود گروهها و سازمانهای علیه نظام مطرح شده‌اند.
4 خرداد 1390 در هنگام بازگشت از مراسم گرامیداشت شهدای سولدوز آذربایجان به همراه جمعی از فعالین حرکت ملی برای چند ساعت بازداشت شد.
21 شهریور 1390، در رابطه با اعتراض ملت آذربایجان در اردبیل بخاطر خشکانیدن دریاچه‌ی اورمیه دستگیر و پس از دو روز بازداشت آزاد گردید.
مهندس ابراهیم رشیدی( ساوالان) سوم بهمن ماه در تبریز دستگیر شده و هم اکنون در بازداشتگاه اداره‌ی اطلاعات تبریز به سر می برد. آقای رشیدی در اعتراض به دستگیری غیر قانونی فعالین ملی دست به اعتصاب غذا زده است. مامورین اطلاعاتی حتی اجازه تماس تلفنی را مهندس رشیدی نداده‌اند. فعالین و خانواده‌وی نگران وضعیت مهندس رشیدی می باشند.

http://www.facebook.com/pages/Free-Ibrahim-Savalan/337860926246775?bookmark_t=page

صفحه فیسبوک برای ازادی ابراهیم رشیدی(ساوالان)

 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:16 |
 

تماس تلفنی ابراهیم رشیدی پس از دو هفته بازداشت

اویرنجی:بنا به اخبار رسیده، روز چهارشنبه مورخ 19/11/90 مهندس ابراهیم رشیدی (ساوالان)، پس از دو هفته بازداشت برای اولین بار موفق به تماس تلفنی با خانواده خود گشته اند. مهندس رشیدی که از موقع دستگیری تا به امروز به مدت 14 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریزدر اعتصاب غذا به سر می برد.

با توجه به نگرانی فعالین حرکت ملی آذربایجان از وضعیت ایشان،جمعی از فعالین ،خواستار شکستن اعصاب غذای ایشان شده بودند وازخانواده وی خواسته بودند که در صورت تماس تلفنی مهندس رشیدی،نگرانی فعالین را به اطلاع وی رسانده، خواستار شکستن اعتصاب غذای وی شوند، که دراین تماس تلفنی خانواده ایشان نگرانی ها و درخواست فعالین را به اطلاع وی رسانده اند.

مهندس رشیدی نیز با در نظر گرفتن این نگرانی ها و  درخواست فعالین از وی، تصمیم به شکستن اعثصاب غذای خود گرفتند.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:14 |
 

بيزيم ايبراهيمين گوناهي نه؟ ــ عاريف کسکين

ايبراهيم ساوالانين توتولدوغو خبريني اوخويونجا عاغليمدا `بيزيم ايبراهيمين گوناهي نه؟` سوالي ايلديريم کيمي شاخدي.

ايبراهيم کيمه نيله‌ميشدي کي؟

ايبراهيم کيمين مالينا،مولکونه گؤز ديکيب کي؟

ايبراهيم کيمين ناموسونا يان باخيب کي؟

ايبراهيم هانکي جينايت ايشله‌ييب کي؟

 بيزيم ايبراهيمين گوناهي نه؟`

خياو کندلرينين سيرلارلا دولو تاريخي زنگين ليکلريني و ساوالان داغينين قورورلو ائهتيشاميني گؤره-گؤره بؤيوموش ايبراهيم. گؤزونو آچيب و اؤزونو تانيديغي گوندن آنا ديليني، کئچميشيني و کيمليگينين اينکار ائديلديگيني،غصب ائديلديگيني، تحريف ائديلدييني گؤرموش. حقيقتلري آنلاديغي گوندن بريتک دردي اينکار ائديلميش کيمليگيني تانيماق و تانيتماق. غصب ائديلميش کيمليگيني تانيماق و تانيتماق اوچون نه سياسي تشکيلاتلارا گيرر نه ده الينه سيلاح آلار. ائله بونا گؤره ده، ايبراهيمي اون ايلده سيلکله‌سن کيتاب و درگيدن باشقا اوندان هئچ بير شئي تؤکولمز.

 بيزيم ايبراهيمين گوناهي نه؟

ايبراهيمين ثابيت يئري يوخ.او، اصلينده درويش کيمي . او،چانتاسينادرگي، کيتاب قوياراق اؤز آنا ديليني اؤيرتمک اوچون آذربايجانين بوتون کند و شهرلريني دولانار. گونئي آذربايجاني شهر- به- شهر، کند- به- کند، کوچه- به- کوچه گزر. گئتتيگي هر يئرده و گؤردويو هر اينسانا اينکار ائديلميش کيمليگيني آنلادار. ايبراهيمين چانتاسيندا نه سيلاح اولار نه ده پيچاق:اونون چانتاسي اؤز آنا ديلينده يازديغي شئيرلرله دولو. ايبراهيم چانتاسيندا کيتاب، درگي و شئير داشييان بير جارچي. او، ميللي-معنوي جارچيميز. او، آذربايجانين اينکار ائديلميش کيمليگينين جارچيسي.

 

بيزيم ايبراهيمين گوناهي نه؟

ايبراهيم -اصلينده- گونوموزدنسلي بيتميش و ايندي هئچ تاپيلمايان اينقيلابچيلارا بنزه‌يير. ايبراهيمين ثابيت يئري يوخ.ايبراهيم آذربايجاني قاريش-قاريش گزر و گئتيييي هر يئرده ميللي کيمليگيميزي آنلاتار. او، دونيا مالينا `يوخ` دئيير. او، اينساني لذتلره يوخ دئيير. اينسانلار گونده مين رنگ پالتار دييشديرديگيند؛ او، ايللر بويو عئيني پالتارلا گزدي. او، خوشبختليگيني باشقا يئرده آختاردي:اونون دردي و سئوينجي ده آذربايجان اولدو. او، اؤزونه ائوالمادي. او، اؤزونه يووا قورمادي. اونون ائوي ده، يوواسي دا، ثروتي ده، لذتي ده کليمه اولدو. او، ان چوخ گؤزل شئير يازديغيندا خوشبخت حيسئتتي اؤزونو.

 

بيزيم ايبراهيمين گوناهي نن؟

او، شاعيردي.

 بيزيم ايبراهيمين گوناهي نن؟

او، کيتاب اوخويوردو.

 بيزيم ايبراهيمين گوناهي نن؟

او، اؤز آنا ديليني اؤيره‌ديردي.

 بيزيم ايبراهيمين گوناهي نن؟

او، اينکار ائديلميش کيمليگيني آنلاتيردي.

 ايبراهيم ` من آذربايجانلييام` دئييردي.

ايبراهيم ` من تورکم` دئييردي.

ايبراهيم ` من ده اينسانام` دئييردي.

 بيزيم ايبراهيمين گوناهي نه؟

 عاريف کسکين

10-02-2012

 آنکارا

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:13 |
 

«ساوالان» مرد خستگی‌ناپذیر - تئل‌ناز زنگانلی

 

آن روز با «سعید» و «جمشید» دو تن از دوستان «ساوالان» درباره‌اش صحبت می‌کردیم و هر دو معتقد بودند که «ساوالان مرد خستگی‌ناپذیر» است. مردی که به قول یکی از دوستانش برای برگزاری کلاس گرامرزبان‌ترکی مسافت‌های طولانی را به عشق وطن می‌پیماید.

در یکی از نوشته‌های دوستان «ساوالان» خواندم: «ناراحاتم سنی توتوب‌لار؛ آما بیر یانداندا سئوینیرم؛ بلکه زنداندا بیر یول یورغونلوغون چیخدی». آری این مرد خستگی‌ناپذیر تمامی ما مدعیان را شرمنده مرام خود می‌کند. با حرارتی که در سخنرانی‌هایش شاهد بوده‌ام انرژی‌ای که برای وطن و به نام و عشق وطن در او هست را می‌توان فهمید. او را برای اولین بار در روزخبرنگار در خانه‌پدری «سعید متین‌پور» زیارت کردم؛ هرچند زیاد تعریفش را شنیده و مطالب زیادی از او خوانده بودم. «ساوالان» هیچ وقت بی‌کار ننشسته و هیچ وقت مدعی هم نبوده. چه قدر دوست‌داشتنی هستند مردانی چون «ساوالان» که با خلوص نیت تمام برای وطن درحال مبارزه‌اند. نام این مردان بزرگ را چه می‌توان نامید؟ مگر مرام این مردان در یک کلمه می‌گنجد. مگر می‌توان برای این مردان و مردانی چون «سعید متین‌پور»، «داودخداکرمی»، «مهرداد کرمی»، «جمشید زارعی»، و هزاران جوان دیگری را که برای وطن از هر چیز خود گذشته‌اند نامی را و کلمه‌ای را اختصاص داد که مرامشان را یدک بکشد؟ نه اینان آزاده‌اند آن قدر آزاده که حتی خود را در قید و بند یک کلمه نمی‌بینند و من نیز مرام آنان را در یک کلمه محصور نخواهم کرد. فقط می‌دانم که «ساوالان» و مردانی چون او ایمان دارند به راهی که انتخاب کرده‌اند و برای این انتخاب هزینه هم می‌دهند.

نمی‌گویم به امید آزادی «ساوالان»، «مهرداد» و ... بلکه می‌گویم آنان آزادند به فکر آزادی خودمان از بند خود باشیم.

 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:12 |

نگرانی فعالین آذربایجانی و خانواده‌ی مهندس رشیدی از وضعیت نامعلوم وی

 دو هفته از بازداشت مهندس ابراهیم رشیدی(ساوالان) در تبریز می‌گذرد و هنوز هیچ اطلاعی از وضعیت مهندس رشیدی در دست نیست. نیروهای اطلاعاتی حتی اجازه‌ی تماس تلفی را به وی نداده اند.

 دستگیریهای فراگیری که در شهرهای مختلف آذربایجان صورت می‌گیرد ، نگرانی فعالین ملی و خانواده‌ی مهندس رشیدی را درباره‌ی وضعیت وی دو چندان نموده است. مراجعه خانواده‌ی مهندس رشیدی به دادگاه انقلاب و اداره‌ی اطلاعات تبریز بی نتیجه بوده و مسئولین هیچ‌گونه اطلاعی درباره‌ی وضعیت این مبارز ملی آذربایجان به خانواده‌ی ایشان نمی‌دهند.

 مهندس ابراهیم رشیدی، مبارز سرشناس ملت آذربایجان؛ ژورنالیست، فعال حقوق بشر، مدرس زبان ترکی آذربایجانی و جامعه ‌شناسی می باشند. این مبارز خستگی‌ناپذیر که بارها توسط مامورین اطلاعاتی بازداشت، زندانی و مورد شکنجه قرار گرفته، دبیر سابق و از بنیانگذاران کانون ادبی شهریار، عضو هیئت موسس موسسه غیر دولتی آذر توپراق، دبیر کنگره گرامیداشت پروفسور زهتابی، ستارخان و کنگره‌ زبان ملل ساکن در ایران بوده است.همچنین مهندس رشیدی مدیر مسئول نشریه اولدوز و صاحب امتیازی نشریه‌ی‌ بولود، عضو هیئت تحریریه نشریه باخیش و نشریه‌ی اویانیش بوده است.

منبع : تبریز سسی

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:9 |

بیر بویوک بی، ایبراهیم ساوالان ایچین- آراز خویلو

 

 

ایبراهیم ساوالان ایله میللی حرکتینین چالیشقانلارینا سونولور.

هر عادی اینسان حایاتینین ایلکیندن سونوناجان، اوز ایستکلرینه یئتیرمک ایله نیازلارینی رفع ائتمک ایچین چالیشماقدا دیر!

ائله اوشاقلیق چاغیندان بری بو کندی ایستکلر ایله دونیانی تانیییر،هر زامان حایاتین مادی،معنوی لذت لرین کندیسی فایدالانماق ایچین دیله ییر. ائله بوردادی کی او عادی اینسان، ایلکین –اورتاق چاغلاریندا بیلر بیلمز داورانیشلاریندا، شخصی ایله هابئله کندی ایستکلرینی محوریتده قرار وئریب اوزونو هر نه دن اوستون توتور.زامان کئچدیکجه بئله داورانماق ،یانی ساده جه شخصی منفت لرینه دئیر وئرمک، او اینسانین اوزه ل داورانیشی اولاجاق.

اما اینسان اوزونو کندی ایستک لری ایله اوستون توتماسی نه اوچون دور؟! یانی توپلومسال بیر اینسان شخصی منفعت لرین توپلومدان یا اونون نه ییندن اوستون بیلیر؟ بو سورغونون جاوابیندا دئملی یم، بیر طبیعی دورومدا هر کیمسه ایستر حایاتیندان آیدین شکیلده فایدالانسین،لذت آپارسین، خیاللاریندا کئچیردن آرزیلاری یاشاییشیندا گرچکلشدیرسین. چوخلو اینسانلار ایر سه حایاتدان فایدالانماک ایله لذت آپارماق ،چوخ آز  زحمتیله اله گلسه، داها آرتیق بونو سئورلر. پس بللی اولور ،هر اینسان طبیعی حالدا اوزونو باشقالاریندان آرتیقجا سئویر ،بو قرار ایله دویغو دونیانین هر بیر یانیندا تعریف اولونور.

آنجاق شخصی منفعت لری(ایسترسه مادی- معنوی)قوروماق عادی بیر اینسانا بویوک دئیر اولور.اینسانین قویدوغو بو اوستونلوک قراری، کندی ایله باشقا! نین آراسیندادیر. یارانان بو فیکیر اینسانی سیناغا چئکیر، بوردا بیر سئچیم لازیم، اوستونلوک ایله دئیر وئرمک سئچیمی، "اوزوم...یوخسا ..باشقا...؟!" چوخلو اینسانلار بو  سیناقدان" اوزوم" سئچمک ایله چیخاللار. آما چوخ اینسانلار، غیرتلی ایگید لر- قیزلار، بو سئچیمده" باشقا " دان اوز چئویرمه ییب اونو سئچر لر.بعضی لری ده ساده جه "باشقا "یی سئچللر.

آما شخصی منفعت لرین قارشیسیندا بو "باشقا" نه دیر،نه لر دیر؟ نییه هر کیمسه ائلیه بیلمیر اونو سئچسین!

بو باشقا یا باشقاسی ایرسه قیسا شکیلده تعریف اولونسا ، او" کیملیک" ایله   "میللتینین حاقلارین دیله مکدیر".کیملیک اینسانین وارلیغی دیر، وارلیق اینسانین اوزوندن باشقا اونون آنا دیلی دیر ،یاشادیغی تورپاقدیر ،کئچمیشی دیر، میللتینین دورومو ایله کولتورو دیر.هر کیمسه اوز کیملیییله تانیلار .کیملییین تانیماییب دئیر وئرمه ین اینسان بیر کوک سوز گوبه لک کیمی سانیلار کی اونون محو اولماسی چوخ راحت جه اولا بیلر. کیملیین تانیمیان ،بیلمه دیی زامان یاتمیش بیر اینسان، یا دا تانییب دئیر وئرمه دیی  زامان ساتقین بیر اینسان، ساییلار.ائله میللتینین درورومونا دئیر وئرمه ین و حاققین هارای لامایان اینسان دا یاتمیش ایله ساتقین سانیلا بیلر. ساتقینلیق یانی شرف سیزلیق ،یانی اوز آتا آنانین سئوگی محبتیندن اوز چئویریب اونلارلا بیگانه اولماق ،یانی آنا یوردونا، ائلینه خیانت ائتمک.کیملیین تانیمیان، اونا دئیر وئرمه ین، اونو قورومایان اینسان هر زامان اوزو بیلر بیلمز ذیللتده یاشار، یابانجی لارا  قول اولوب یاشاییش چاغلارین دا قوللوق ائتمکده کئچیردر. بئله اینسان یابانجی لارا قووشوب ،یالانچی کیملیه گووه نیب اونلا یاشایار، اونا گوره اوزوندن، وارلیغیندان هر زامان قاچقین اولار،یابانجی بایراق آلتیندا یاشییب،شرف سیزلیق اونا شرف شان اولار.بئله دی ساتقینین طالعی!

پس سویله دییم کیمی ،باشقا..،اینسانین کیملییی ایله اولوسونون حاقلارین دیله مکدیر.اونون آنا دیلی دیر،تاریخی دیر،خالقین دردینی آنلاییب آنلاتماقدیر، میللتینه اولدوغو ظولملره گوروب دوشمنین قارشیسیندا دیرنمکدیر،حاققینی آلماق ایچین ساواشا گیریب هزینه وئرمکدیر،شرفلی تورک تورپاغین قورویوب شانلی بایراغین دالغالاندیرماکدیر. پس مللتیمیزی اویادیب حاقلارینی تانیتدیریب، دیله مک، و اولو آذربایجان تورپاغین  قوروماق بیزه هابئله تامام وطنداشلارا وظیفه ساییلیر.

بو یازینین باشلانیشیندا یازیلمیش کی " بیر بویوک بی ایچین" . میللی چالیشقانلارین حاققیندا دانیشماغا گوره، بو باش سوز گرکلیدیر.

بوردا ، سویله دییم کیمی بیر بویوک چالیشقانیمیزین حاققیندا دانیشماق ایسته ییرم.

ائل دردینی آنلاییب آنلاتان، دوستاقلار گوروب دیز چوکمه ین، یاتمیش ائلینین دورومون دویوب آیاغا .....قالخان،" ایبراهیم رشیدی بی ساوالان" دان دانیشماق ایسته ییرم. بلی غیرتلی ایگیدلر ده وار کی شخصی منفعت لرین بئیراخیب ، حایات لذت لریندن اوز چئویریب،اولوس حاقلارینی ساوونماق سوروملوسو اولورلار. ایبراهیم بی ساوالان بو ایگید لردن بیری دیر.او ،گونئی آذربایجان حاققیندا چالیشماغا ،اوزه ل فیکیرلی ایله قوجلو بیر چالیشقان دیر. ساوالان بی یوخاری دوشونجه ایله ساوادا صاحیب اولاراق، بو یوکسک دوشونجه نی آذربایجانین چئشیتلی شهرلرینده، اویرنجی سل هابئله موستقیل میللت چی لر قورولتای لاریندا پایلاشماق، آنا دیلیمیزین اویرنمک کیلاسلاری قورماق،درگی لر ایله درنک لرین یازار ایله سوروملوسو اولماق،آذربایجان  میللی حرکتینین چالیشانلارینا ائتگیجی اولماق، اونون بیر سئرا یاپدیغی ایشلریندن دیر.

سئویملی غیرت باغیران  باشقا میللتچی لر هابئله یوخاری چالیشقانلاریمیزا سایقی وئره رک دئملی یم کی،ایبراهیم بی ین بیر باشقا اوزه للیی ده وار و اودا بودور کی، خالقینا چالیشماق یانی یوخاری سویه ده میللتچیلیق اونون تام یاشاییشی اولوب،یئییب ایچدیییندن باشقا اوزونه گوره یاپدیغی ایشین تعریفی یوخدور. تامام گوردویی ایشلرین آذربایجان میللی حرکتی ایله بیر ایلگیسی واردیر. او یاشاییشین آذربایجان میللی حرکتینده چالیشماق تعریف ائدیب. بو آغیر ایشی هر آدام یا هر میللتچی گوره بیلمز.بو دئیرلی ایش یانی اوزوندن کئچمک،شخصی منفعت لری بیراخیب یوردونون، خالقینین حاققیندا چالیشماق بیر قوتسال ایشدیر.

من اونو یاخیندان تانیدیغیما گوره بیلمیشم ایبراهیم بی گئجه گوندوز زامانین،یا کیتاب اوخوماقدا یا قورولتای لاردا دانیشیب اویانیش وئرمک ده یا دا دوستاق دا کئچیردیر.بودور ایبراهیمین اوزه لییی.او بو دوستاقلاری چوخ گوروب ،چوخ هزینه لر وئریب آما یورولماییب یورولماز.

ایبراهیم بی چوخلو اونو تانیان اویرنجی لره، اونلا ایلگی ده اولانلارا هابئله وطنداشلارینا، دیل ایله کیملیک اویرتمنی اولوب، بو اویرتمنلیین قوتسال اولدوغونا گوره ،اونا باشقا بیر سایقی وئرمه ییمیز گرکلیدیر.

ایبراهیم ساوالان یوکسک سویه ده چالیشقان ، میللتچی ایله ساوادلی اویرتمن اولدوغونا گوره،آذربایجان میللی حرکتینین اونده گئدنلریندن بیریدیر.

ایندی کی بو یازینی یازیرام،ساوالان بی دوستاقدادیر، اونون قانونسوز دوستاقلانماسی  سعید متین پور بی ین دوستاقلانماسی کیمی بیزی چوخ اینجیدیر.بو قانونسوز دوستاقلانماغا گوره ایندی ایبراهیم بی یئمک اعتصابیندادیر. بیز بو دورومون آغیر ایله زور اولدوغونو دوشونه رک، سویله ییریک کی ایبراهیم بی، منیم دویوشجو اویرتمنیم، تامام آذربایجان اوغروندا چالیشانلار-اویرنجی لر و آذربایجان میللی حرکتی سنین تک غیرتلی چالیشقانلارین آرخاسیندادیر، آذربایجان ایگیدلری سنی یالنیز قویمایاجاقلار.یولون گئدرلی اولسون.

و سوندا ، اوز طرفیمدن وتامام آذربایجان اوغروندا چالیشانلار طرفیندن ،هامی چالیشقانلاریمیزا یورولمایین دئییرم یولونوز آچیق اولسون میللتیمین هارای سسلری...! روحلاری شاد اولسون رحمتلیک مهندیس امانی نین، ایبراهیم جعفرزاده نین،چنگیز بخت آورین لاپ تئزلیکده ایبراهیم احمدی  نین و  باشقا آرامیزدان کوچنلرین...

یورولماسین سعید متین پور،یاشاسین لیسانی ،سعید موغانلی،محمود فضلی،فرشی، خانیم دیدار،نعیمی لر ،مهرداد کرمی هابئله باشقا چالیشانلار و میللتچی لر....

 

یازار:  آراز خویلو    17/11/90

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:9 |
هویت دو شقه یعنی بی هویتی

مهندس ابراهیم رشیدی  ( ساوالان )                                                               

     می دانید استان های ماوراء بحار چیست و این عنوان به کجا اطلاق می شد؟ این عنوان زمانی به مستعمره پرتقال در آفریقا اطلاق می شد. حکومت دیکتاتور سالار آنها را قسمتی از سرزمین خود می دانستند که وظیفه آبادانی و توسعه آنها را بر خود فرض می شمردند و تحت هیچ شرایطی، حاضر نبودند دست از این وظیفه انسانی خود بردارند. هر چند پرتقالی ها می توانند ادعا کنند که در آن زمان خود پرتقال نیز فاقد یک حکومت دموکراتیک بود و پرتقالی ها نیز در زمان دیکتاتوری، تحت بدترین شرایط زندگی می کردند؛ ولی همین پرتقالی ها زمانی که از استقلال استان های ماوراء بحار حرفی به میان می آمد، با چنان شور و شوقی از حفظ کشور خود حرف می زدند که گویی در برابر همه آنهایی که با ثروت آنها به رفاه نسبی دست یافته بودند، احساس مسئولیت می کردند. هیچ می دانید فرانسه دوم کجا بود؟ آری، روزگاری قرار بود الجزایر تبدیل به فرانسه دوم و فرانسه آفریقایی شود؛ ولی الجزایری ها به بخت خود پشت پا زدند و نخواستند فرانسوی و متمدن شوند و چنان در این نه گفتن مصمم بودند که هرگز نپرسیدند استقلال به چه دردی می خورد؟ اینک به عناوین زیر دقت کنید: اوکراین شوروی، هندوستان و انگلیس و ...

     ماهیت استعمار همین است. تا روزی که سرنگون نشده است، کمتر کسی می پرسد چرا و یعنی چه؟ چرا هندوستان باید هندوستان انگلیس باشد، نه هندوستان هندوستان. زیرا همگان این سیستم استعماری را قبول کرده و در داخل این سیستم بحث می کنند و هرگز خود را فراتر از سیستم حس نمی کنند و نمی خواهند فکر کنند اصلا چرا باید در داخل این سیستم بحث کنند. ولی به محض این که استعمار سرنگون می شود، چنان در مورد آن صحبت می شود مثل این که همه از همان اول به وجود آن آگاه بودند یا این که چنین چیزی وجود نداشته است. همه آنهایی که روزی نمی توانستند استان خود را مستقل تصور کنند، امروز می بینند که مملکتی مستقل و بی نیاز از هر بیگانه ای دارند.

     ساکنان آذربایجان فعلی زمانی خود را آذربایجانلی و شورویلی می دانستند. آذربایجان را وطن و شوروی را کشور عزیزشان تلقی می کردند. تا روزی که استقلال نگرفته بودند، چپاول ثروت های حود توسط روس ها را انکار و اتحاد برای همزیستی تلقی می کردند. ولی بعد از استقلال، روسیه استعمارگر و آذربایجان مستعمره سابق قلمداد شد. از آنجا که هیچ استعماری جز در مراحل اولیه، در سایر مراحل متوسل به زور نمی شود، و مستعمره را نیز قسمتی از کشور عزیزشان می دانند، و چون واقفند که تحقیر، تبعیض و تسلط مستقیم باعث بیداری مستعمره نشینان می شود، استعماری آرام و محترمانه را ترجیح می دهند تا همچنان مستعمره نشینان به استعمارگران به دیده هم وطن نگاه کنند. هنگامی که یک روشنفکر اوکراینی از حاکمیت مسکو انتقاد می کرد، که میزان بودجه تصویبی دولت برای اوکراین در مقایسه با روسیه ناچیز است و نباید به هیچ منطقه از کشور تبعیض روا داشت، سیاستمدار استعماری روسیه این انتقاد را با جان و دل می پذیرد و از آن استقبال می کند. نخبگان روسیه ملت ها را نیز به چنین انتقاداتی تشویق می کنند، زیرا در این حالت روشنفکر مستعمره، ابتدا نظام استعماری را می پذیرد و استعمارگران را نیز هم وطن خود محسوب کرده، و سپس دردرون همان نظام استعماری، از مسئولین دلسوز استعمارگر انتقاد می کنند. چرا استعمارگر از چنین انتقادی استقبال نکند؟استعمارگران چنان ارکان هویتی انسان ها را انکار می کنند که دیگر هیچ مستعمره نشینی نتواند به خود هویت مستقلی تعریف کند. شاید امروز باورکردنی نباشد، ولی روزگاری الجزایری ها و تونسی ها تحت تبلیغات فرانسویان، به این باور رسیده بودند که زبان عربی، قواعد کتابت مدونی ندارد و برای دانشگاه و غیره کاربرد ندارد و در مراکز رسمی و علمی باید از زبان فرانسوی استفاده کرد، آن هم لسان عربیه المتین؛ یعنی همان هویت دو شقه الجزایر فرانسه.

     شاید اگر هم اکنون به یک نفر از اوروپای شرقی گفته شود که در مملکتی به نام آذربایجان ایران، به مردم قبولانده اند که زبان ترکی قابلیت استفاده در مراکز رسمی و علمی ندارد، به هیچ عنوان باور نکنند؛ زیرا در مقابل چشمانشان، نیاز روزافزون محققان غیر ترک را برای یاد گرفتن زبان ترکی می بینند.  هنوز بسیار است عناوین استعماری دیگر مانند بلوچستان، پاکستان، مغولستان چین و ...

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:8 |

گئدرکن آز ایدی یاشی

آردیجا باخیردی باجی باخیشی

توکه نیردی آنا طاقتی

اوتدو ایللر آیلار

مکتوب یازدی آیلار  

قیزلاری سئویلمیر

اوغلانلار سئومیر

گووده سی جانسیزدیر

داماری قانسیز

خیرتده یی خیریلتیدا

نفسی سایدا

هارداسان هاردا

قارداشیم تئز گل

بو شهری بوغور ایکی ال  

قاییدارکن

 آغارمیشدی قاشی

سورگون شاعیری

قارشیلامادی بیری

باجی نی قویمادی اری

آنا تورپاق امانتی  

دونن گولوردو شهر

تانیش دئییل دی کیمسه یه کدر

آی هوروردو ساچی نی

آیدا بزه ییردی تاجی نی

آیدین سئویردی باجی نی

آغیزلار اوخشاییردی لاچینی

آی آمان

نه چتین میش تورپاق حسرتی

اوجا داغ، سرین سو، یایلاق حسرتی  

بوگون قالماسادا اوشاقلیق اویونداشی

قالیر خاطیره سی

قالیر ائوجیکلرین خینالی داشی

قالیر آغزیمدا دادی

آنا اوجاغی نین ایستی آیران آشی

داش اوزدوره جه ییک گولچه لرینده

ایشیق سالاجاق سولارینا

توز تورپاغی سیلینمیش آینا

آند اولسون اوشاق اوره یینین آیدینلیغینا

آند اولسون.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 19:7 |


Powered By
BLOGFA.COM